ياس از جنود شيطان است
يأس از جنود شيطان است آرمان از ايمان مي زايد و آرمان خواهي از اميد و تعهد ، و حركت جزء در سايه ي آرمان خواهي نمي زايد.
حركت اسلامي امام امت ، خميني روح الله كه با تعاون مردم تبديل به انقلابي بزرگ شد ، زاييده آرمان خواهي امام و امت بود. آرمان دين خواهي و عدالت گستري. آرمان استقلال ، آزادي و جمهوري اسلامي ؛ همه وهمه زاييده ي ايمان امام و امت بود. اما آنچه بذر مبارك آرمان خواهي را پس از يك پاييز سرد و مرده در خاك تاريخ ما كاشت تا از آن پس درخت حركت اسلامي ملت ايران روييدن بگيرد ، دو چيز بود : اميد و تعهد. و آنان كه امروز كمر به هدم اين دو بسته اند ، براي انقلاب ما حكم آن كلاغ زشتي را دارند كه خبيثانه بذر پاشيده ي دهقان را مي دزدد و خلعت بهار را از دوش آينده ي خاك مي گيرد.
" يكي از جنود ابليس ، يأس است. در اموري كه انسان بايد با اميد و طمأنينه و تصميم عمل مي كند ، شياطين ايجاد يأس مي كنند و با ايجاد يأس ، جوانهاي ما را در آن مسائلي كه بايد با تصميم جدي پيش ببرند ، گاهي سست مي كنند. من آن قدري كه ياد دارم ، از اول نهضت تا حالا كه اينجا نشستم ، چه آن وقت كه در حبس بودم ، و چه آن وقت كه در تبعيد به تركيه بودم ، و چه آن وقت كه در عراق بودم ، و چه آن وقت كه به پاريس آمدم ، و چه آن وقت كه شاه با آن طمطراق ها و قدرت ها بود ، وچه آن وقت كه او رفت و بختيار شروع كرد ، من هيچ وقت مأيوس از مسائل نبودم و اعتقادم اين بوده است كه اين ملت وقتي كه چيزي را بخواهد ، مي شود. " صحيفه امام (ره ) ـ ج 9 ـ ص 181
آري يأس از جنود شيطان است و آنان كه امروز بذر بوته ي هرز يأس را در لاله زار انقلاب مي پاشند ، از سپاهيان شيطانند: خواه بپذيرند و خواه منكر باشند.
مرگ بر شيطان يأس ، و پيروز باد سپاه اسلام ياوران بيدار خميني روح الله.
يأس با آمدنش مرده است.ديگر پس از امام (ره ) ، يأس معني ندارد و مبارزه در غربت فرهنگ لغات اسلام محبوس نيست.
مگر يادمان رفته؟ او اين اين چنين بود ؛ مردي از عمق زمان ، باغبان بوته هاي نورس يأس سفيد ، خشم او يادآور طوفان نوح ، صوت او همچون اذان صبح شيرين ، آمد و گفت بلند ، به كناري برو ابليس ، ورّاث حسين (ع) آمده اند.
+ نوشته شده در جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 2:0  توسط شورای سردبیری
|
محسن لبخندق
اشاره:مطلب زير با الهام از سخنان مقام معظم رهبري در سال 79 در بين طلاب و دانشجويان نگاشته شده است. مهم ترين وجه تمايز دانشجوي دانشگاه امام صادق (ع) با دانشجويان ساير دانشگاهها آن است كه او علاوه بر عنوان دانشجويي كسوت طلبگي را نيز بر دوش مي كشد. لذا بار وظيفهو تعهدش نسبت به ساير دانشجويان و طلاب دو برابر است. ما طلاب دانشجو با اين اصل كه انقلاب اسلامي مسيري است كه از سال 57 به طور رسمي آغاز شده و تارسيدن به اوج شكوفايي ادامه خواهد داد، دو مطلب مهم را بايد مورد توجه قرار دهيم :
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 1:59  توسط شورای سردبیری
|
اشاره:اسلام ناب نام ويژه نامه جلسات نهضت عدالت طلبي بسيج مدرسه علميه معصوميه قم است.اولين اين جلسات در 81/10/5 با حضور دكتر توكلي و دومين جلسه حدود 3 هفته پيش با حضور دكتر عباسي در مدرسه معصوميه قم برگزار شده است .آنچه مي خوانيد برگرفته از ويژه نامه دومين جلسه اين نهضت مي باشد :
- الو سلام عليكم
- عليكم السلام بفرماييد.
- بسج مدرسه علميه معصوميه؟
- بله ،بفرماييد برادر....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 1:59  توسط شورای سردبیری
|
بايد نقطه ي تعادل ميان مرز شكني و تحجر به عنوان آزاد انديشي صحيح مشخص شود. تحجر فقط در مسائل ديني وجود ندارد بلكه تحجر سياسي و جناحي حتي با ظاهر روشنفكري نيز همانند تحجر ديني داراي خطرات و آثار سوء فراواني است. نقطه ي تعادل ميان مرز شكني و تحجر از راه گفتگوي محترمانه ، عاقلانه ، منصفانه و شجاعانه قابل تشخيص است و حوزه و دانشگاه در اين خصوص وظايف بزرگي بر عهده دارند.
تنها راه گسترش فرهنگ و توليد علم و انديشه در كشور ايجاد فضاي نقادي علمي در دانشگاهها و حوزه هاست. اصولگرايي به معناي قبول اصول مستدل و منطقي و پايبند بودن به آنهاست كه امكان حركت و پويايي را بوجود مي آورد در حاليكه تحجر به معناي حمايت جاهلانه از باورهاي غير مستدل است كه مانع از نو آوري و حركت صحيح ميشود.
( ديدار مقام معظم رهبري با انجمن قلم )
+ نوشته شده در جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 1:57  توسط شورای سردبیری
|
پرده اول:
(چند اتومبيل كريسيتا، پژو،بنز و...نزيك هم پارك شده اند. ماشين نيروي انتظامي هم در كنار آنهاست. آن طرف تر هم چند ماشين پيكان هست، محافظان حاج آقا را همراهي ميكنند و مانع نزديك شدن دانشجويان مي شوند.)
-حاج آقا ببخشيد يه سوال داشتم.
-بفرماييد.
-اول چند جمله از حضرت امام مي خوانم و بعد سوالم را مطرح مي كنم.
-بفرماييد.
-"»بايد توجه كنيد كه همه متوجه شما هستند، لذا زي اهل علم خود را حفظ كنيد..در گذشته چه طلبه و چه عالم بزرگ شهر زندگيشان از سطح معمولي مردم پايين ترو يا مثل آنها بود. امروز سعي كنيد از زي آخوندي تغيير نكند. اگر روزي از نظر زندگي از مردم عادي بالاتر رفتيد بدانيد كه دير يا زود مطرود خواهيد شد،.....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 1:57  توسط شورای سردبیری
|
- ما را یک موعظه بفرمایید.
- حاج آقا الان سفیانی زنده است؟ کجاست؟
- چه جوری میشود تقوا را حفظ کرد؟
- از حاج آقا بپرسید امام زمان کی ظهور میکند؟
...
بعد از سخنرانی٬ مستمعین گرد حاج آقا حلقه زده بودند و هر کس چیزی میپرسید. یکی از همراهان حاج آقا سوالها را بلند بیخ گوش حاج آقا تکرار میکرد و حاج آقا - که بعد از صد سال عمر٬نه درست می شنید و نه دندان درست یدر دهانش مانده بود- آرام جواب میداد.
- به حاج آقا بگین من دندانپزشکم. حاضرم مجانی براشون یک سرس دندان کامل بگذارم.
سوال با صدای بلندی تکرار شد.
- به آقایان بفرمایید پول دندان ما را بدهند به کسانی که دندان دارند ولی نان ندارند.
+ نوشته شده در جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 1:56  توسط شورای سردبیری
|
مصاحبه از سعيد خورشيدي
… مرداد ماه 81 اردوي مسؤلين فرهنگي و نشريات بسيجهاي دانشجويي كل كشور در مشهد برگزار شد. به ميان شركت كنندگان در اين اردوي سراسري رفتيم و از 8 نفر اين 9 سوال را پرسيديم ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 1:47  توسط شورای سردبیری
|
امروز روز ۱۶ شهریور ۵۷ است. یک روز قبل از جمعه سیاه. هیات دولتُ شورای امنیت ملی. این جلسه برای پیش گیری از انجام تظاهرات مردم در روز جمعه برگزار شده و منجر به اعلام حکومت نظامی در تهران و ۱۱ شهر کشور شد. ریاست جلسه با آقای مهندس جعفر شریف امامی نخست وزیر بود و وزیر دادگستری و وزیر علوم و آموزش عالی و ... هم حضور داشتند. اینها بخشهایی از مذاکرات است که در باره صدور اعلامیه حکومت نظامی انجام شده است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 1:47  توسط شورای سردبیری
|
يكي از رجال حكومت با درشكه آمد دنبالمان. فهميده بود آقا آمده بود. از مريدهاي آقا بود. مرتضي خان ناييني را مي گويم ، همان كه بعدا ً نايب التوليه ي خراسان شد ...
سيد اسماعيل ، فرزند شهيد سيد حسن مدرس بود كه داشت خاطره نقل مي كرد .
... آن وقت ، آقا دنبال خانه مي گشت. رفتيم سه راه امين حضور. دو خانه پيدا كرديم ، يكي دو اتاقه ، يكي سه اتاقه. اولي سه تومان ، آن يكي سي و پنج ريال ، دومي بهتر بود ، تميز تر بود ... آقا آن سه توماني را انتخاب كرد. مرتضي قلي خان گفت : « آقا آن يكي بهتر است » . آقا گفت : « خوب ... آن پنج ريال بيشتر مي خواهد » . مرتضي خان گفت : « پنج ريال كه چيزي نيست » . آقا گفت : « بله ، براي شما چيزي نيست ؛ براي من هست . من بايد زندگي ام طوري باشد كه به كسي محتاج نشوم و اين زبان تند و تيز آزاد باشد. اگر يك روز محتاج شدم براي پنج ريال ، ديگر اين زبان كار نمي كند » .
سيد مجتبي نواب بود كه داشت گوش مي كرد.
بر گرفته از ” تاريخ شفاهي انقلاب “ ص355
+ نوشته شده در جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 1:42  توسط شورای سردبیری
|
م.ش
مي گفت : مگه فقط فلسطينه كه نمي دونيم باهاش چه بكنيم؟!
گفتم : نه ، ولي فلسطين بيشتر. توي همين بين خودمون ببين چقدر سرگردونيم.
اون يكي گفت : اين طورها هم نيست؟! اون قدر كه روي فلسطين وقت و سرمايه گذاشتيم روي چيزهاي ديگر نگذاشتيم.
گفتم : آره ، ولي يك جورايي احساس مي كنم بي فايده بوده.بي فايده بي فايده كه نه ، ولي خوب نتيجه چنداني عايدمون نشده.
....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 1:42  توسط شورای سردبیری
|
به عشق...
يك سوداني ، پيرمردي ايراني را به دوش گرفته بود تا به مقصد برساند. گفتم به چه انگيزه اي يك ايراني را به دوش گرفته اي؟"
گفت: به عشق خميني "
ديگر بس است
سومين بار بود كه امام كفشش را براي تعمير ميفرستاد . كفاش كه نميدانست كه صاحب كفش كيست، گفت:»آقا! اين كفش را دو بار پيش من آوردهاند و تعمير كردهام؛ ديگر بس است.
اي كاش!
اي كاش مأموران اطلاعاتي تركيه براي اينكه امام را بترسانند، بردندش به منطقهاي و گفتند :»چهل نفر از علماي ساي تركيه عليه حكومت سخني گفتند و اينجا به خاك سپرده شدهاند.«
گفت:»عجب! اي كاش در ايران هم چهل نفر از علما شهيد ميشدند تا از علماي تركيه عقب نمانيم!«
+ نوشته شده در جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 1:41  توسط شورای سردبیری
|
حسين عطوف
40سال قبل ـ نخوت ـ سكوت ـ فقر ـ فساد ـ فشار ـ فلاكت ـ استثمار ـ استعمار ـ استحمار ـ اسنبداد ـ تبعيض ـ سكوت ـ خواب ـ همه ـ خواب ـ اما يكي ـ بيدار ـ امام ـ بيدار ـ هوشيار ـ آگاه ـ شجاع ـ فرياد ـ غوغا ـ شور ـ شعور ـ حركت ـ جوش ـ خروش ـ محرك ـ مشوق ـ چهره ـ عيسي ـ نفس -مسيحا ـ مردم ـ زنده ـ بيدار ـ پويا ـ حمايت ـ ولايت ـ اطاعت ـ اسارت ـ شهادت.
امام ـ دستگيري ـ مردم ـ اعتراض ـ مشت ـ فرياد ـ شعار ـ
......
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 1:40  توسط شورای سردبیری
|
گردهمايي دانشجويان بسيجي درشهرمقدس "قم"
دانشجويان بسيجي برخي ازدانشگاه هاي كشور درشهر مقدس قم گرد هم آمدند تا ضمن آشنايي بافعاليتهاي يكديگر،به بررسي وتبادل نظرپيرامون برنامه هاي آتي جنبش عدالتخواه بپردازند.....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 1:38  توسط شورای سردبیری
|
بسيج دانشجويي دانشگاه امام صادق (ع)،با ارسال نامه هايي جداگانه به ائمه جمعه كشور،ازآنان خواست تا با حضور جدي تر خود درمبارزه با فقروفساد وتبعيض ،رهبري نظام را ياري دهند.
درقسمتهايي ازاين نامه مي خوانيم:...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 1:38  توسط شورای سردبیری
|
1- بالاخره شماره سوممان هم بيرون آمد . و به رويت شما ريزبينان عزيز رسيد . پشتگرم از استقبال شما شديم ، و اميدوار به ادامه راه .
2- اگر يادتان باشد شماره پيش نوشتيم مطالبتان را توي صندوق هفت قفل بريزيد .ا ما هرچه منتظر مانديم مطلبي برسد ..ديديم نرسيد ، فكر كرديم شما التفات نكرده ايد . اما يك روز كه از دروازه گربه رد مي شديم، ديديم اي دل غافل اصلا ًيك همچنين صندوقي نيست ، و ما صندوق را آماده پذيرايي از شما نكرده ايم و اگر دير شد ببخشيد . حالا لطف كنيد مطالبتان را بريزيدتوي صندوق"هفت قفل".
3-يكسري مطالب براي اين شماره و شماره قبل آ مده بود.مي خواستيم همان شماره از كساني كه مطلبشان چاپ نشد، تشكر كنيم، اما جا كم آورديم، ماند براي اين شماره.
مطالبتان را خوانديم . خيلي خوب بود اما چه كنيم ،هيئت تحريريه بعضي ها را قرار شد شماره هاي بعد بزند، بعضي ها را هم كه كنار گذاشتند، آرشيو كرديم تا يادگاري پيش خودمان نگهداريم .اسم شما عزيزان رفت توي آرشيو "هفت قفل " ، مبارك است :1-مهدي اكبري(دو بازوي استقلال) 2-حميد نساج 3-حميد آخوندزاده(چه صداوسيماي فعالي!) 4-علي قشقايي5-محمود بابايي 6-سيدمحمدمعصومي 7-سيدرضا حسيني زاده 8-حسين عابديني 9-مهدي حق بين.و اما شما كه در اين شماره نوشته هايتان چاپ نشد:
1-آقاي رضا سلطاني(انقلاب ما،آرمان،مقتضيات زمان)2- آقاي كاوندي 3- آقاي امير حسين جوانبخت 4- آقاي بوژمهراني، از شما تشكر و عذرخواهي مي كنيم.
4- اولين نامه به دفتر نشريه مان واصل شد و هيئت تحريريه شادمان از اين نامه. يك دانشجوي كد ...از بالا تا پايين نشريه را به طور مبسوط بررسي كرده و از فونت گرفته تا مقاله هاي بي سرو تهمان را به باد انتقاد گرفته است. اروي جلد و پشت جلد را هم از تيغ برنده انتقاداتش بي بهره نگذاشته است. بعد هم كلي اميدواري داده كه "تداوم حرفه ژورناليست گري آن هم در دانشگاه ما از معجزات حضرت فيل است." بعد هم دچار خود بزرگ بيني شده و گفته است : "» من حدس مي زنم كه به جز نامه من كس ديگري به شما مطلب نداده است، گرچه عاجزانه التماس كرده بوديد.«" و يك انتقاد صريح و بي پرده به عدالت و عدالت خواهي، كه اين بخش را مستقيماً از اين نامه برايتان نقل مي كنيم:
"»عدالت هم كه شده است پيراهن عثمان و مايه فروش بيشتر. خب حالا به فرض فساد مسؤولين هم درست شد، همين؟ عدالت يعني همين؟ به نظر خيلي كودكانه مي آيد كه از عدالت اينطور تعريف مصادره به مطلوبي كرد. تا اين محدود كردن عدالت خود ظلمي است بزرگ و نابخشودني. با حلوا حلوا كردن دهان شيرين نمي شود آقايان!"«
و اما دومي را آقاي »مومني« خطاب به نشريه نوشته اند، بعد برايمان دعا كرده اند كه بچاپيم اما هدفمند و كارا. بعد درباره سرمقاله شماره قبل گفتند بايد شما هدفهاي دست يافتني تعريف كنيد و نوك پيكان را به سوي آن بگيريد و اينكه اگر مشخص نباشد، نتيجه كارمان دريايي مي شود به عمق يك سانت. بعد فرمودند: فقط بيان درد نكنيد، دردسازي هم بخواهيد و دردسازي ايجاد كنيد كه اين مهم را البته تابلوي امر به معروف و نهي از منكر هم انجام مي دهد.
الان پرينترمان خراب است. پس تا شماره بعد خداحافظ
+ نوشته شده در جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 1:37  توسط شورای سردبیری
|
مهدي سيار
"مالك"رسيده است به آن خيمه سياه
اما صداي كيست كه از راه ميرسد؟
اين نالة ضعيف وگرفته ازآنِ كيست؟
مالك! رها كن آن سوي ميدان وبازگرد
اين كوفيان فريب چه را خورده اند؟ هان!
بگذار بي ادب شوم وداد سر دهم:
امروز پاره پارة قرآن به نيزههاست
تاريخ!گوش دار به اين هق هق بليغ
حتي عقيل! طاقت عدلم ندارد ...آه
من يوسفم؛ تو يوسف بي چاه ديده اي؟
تنهاسهچارگام...نه...اينگامآخراست
گويا صداي نالة »برگرد،اشتر« است
من باورم نمي شودازحلق "حيدر"است
اين سو پرازمعاويه هاي مكرراست
از شام نيز روز توكوفه! سيه تراست
اي گاوهاي فربه وچاق!"اشعري"خراست
فردا سري كه قاري آيات پرپر است
اين شقشقيه اي كه دوباره به منبر است
"»من يوسفم؛ كه است كه با من برادر است؟«"
اين چاههاي كوفه عجب گريه پرور است...
+ نوشته شده در جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 1:36  توسط شورای سردبیری
|